گل من ميخوام از اميد بگم از اميدي كه تو چشم خيلي از ماها نا اميد شده ...
اميدي كه شايد به خاطر ناكامي ها نداشتنها محكوم به مرگش كرديم .. انصاف
نيست همين اميده كه باعث نفس كشيدنمونه... مگه چند سال زنده ايم كه اونم
بخوايم همش به غم بگذرونيم..... رفيق اميد پشت دره در رو براش باز كن.
ميخوام ازشخصيت بگم كه تو اين دنيا به قول كتابي به حراج گذاشته شده.... آره
حراج ..... مردم اونجا ميان و شخصيت ميدن تا چي بخرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شخصيتي كه
لابلاي تمام تعاريف گم شد شخصيتي كه كساني به سردي يخ آن را له كردند و ما
همچنان بيشتر در نابوديش ميكوشيم به چه قيمتي.... اين تاوان كدامين گناه است
كه ما اينطور داوطلبانه داريم پس ميديم.
ميخوام از دريايي بگم كه با علف هاي هرز دامنش آلوده شد و ما فقط ايستاديم و نگاه
كرديم..... فقط ايستاديم و نگاه كرديم
ميخوام از گل سرخ وجود بگم كه پزمرد . پرپر شد و ما فقط به علف هاي هرز داخل
دلمان نگاه كرديم و پرورشش داديم
ميخوام از صفحه سفيد قلبت بگم كه سياه شد و حواست را جاي ديگري جا
گذاشتي...
ميخوام از ايمان بگم كه كوله بارشو از بي وفايي ما بست و رفت....
ميخوام از عشق بگم كه ديگه نميدونه چيكار كنه ترجيح داده بشه ملعبه دست بچه ها
ميخوام از تو بگم اي عزيز تر از جان ... تو كه به قول قديميها وجودت طلاست و باطنت
نقره
بيدار شو ... بايد يه گرد گيري حسابي بكني تا صفحه سفيد دلت دوباره سفيد شه
ميشه بليط عشق بازي با خدا گرفت و ايمان را برگرداند
ميشه گل سرخو دوباره بارور كرد
ميشه آب دريا رو تصفيه كرد
ميشه شخصيت را پرورش بديم
..... ميشه با خودمون آشتي كنيم
+
نوشته شده در 87/04/12 13 توسط رز سرخ
|